X
تبلیغات
رایتل

* پردیس پارس *

 

 چهارم آبان ماه 85

سکه ی اشکانی اَرشَک یکم سردودمان اشکانیان

با حواشی زیاد

این سکه یکی از سندهای بسیار دلچسب از دوران اشکانی است .

 

اَرشَک Aršak یا اَشک یکم (اَرسَسِس / اَرسَکاس / اَرسِس) (بابیروشی : آرشو Aršu ) نخستین شاه اشکانی و سردودمان اشکانیان است . وی آندراگوراس فرمانروای سلوکی پارت را برانداخت و در سال 868 پ . از گاهشماری خورشیدی برابر با 247 پ .گ در اساک (ارشاک) Asaak (Arshaak) ، شهر اصلی و مرکزی استائنه Astauene تاج بر سر گذاشت . این سال در گاهشماری اشکانی نخستین سال به شمار می رود . وی تا سال832 پ . خ برابر با 211 پ . گ فرمانروای مردمان پارتی بود و توانست نخستین کوشش ها در راستای زنده کردن دوباره ی تمدن و شهریاری ایرانی را با کامیابی به سرانجام برساند . او 36 سال شاه پارتیان بود و برپایه ی برخی سندها پس از وی برادرش تیرداد (تیری دات) با عنوان اَشک دوم بر تخت شاهی نشست .

 

آریان در کتاب " پارتیان " که فقط به روایت بیزانسی فوتیوس و سینسلوس بر جای مانده است ، روایت می کند که اَرشَک و تیرداد دو برادر که مدعی بودند از نوادگان اردشیر پارسی هستند ، همراه با 5 دوست همدست خود بر سر شهربان پارت شوریدند . (دیگران روایت های گوناگون دیگری بیان می کنند .)

نام اردشیر پارسی که در اینجا از نیاکان سردودمان اشکانی دانسته شده به اردشیر (دوم) شاه هخامنشی اشاره دارد . کتسیاس می گوید او (اردشیر دوم هخامنشی) پیش از بر تخت نشینی آرساکاس Arsacas / آرساسس Arsaces / آرسیسکاس Arsicas نام داشته است . دینون گونه ی دیگری از این نام را بیان می کند : او آرسس ho Arses و اکنون به عنوان آرشو در متن های اخترشناسی بابلی جدید تایید می شود .

« تاریخ ملی ایرانیان » ردپای نیاکان اَشک یا اَرشَک را تا کیقباد ، پسرش کی آرش ، دارا ، پسر همای یا آرش کمانگیر مشهور دنبال می کند . (A. Sh. Shahbazi, "Arsacids I", EncIr II, 1987, 525)

کتاب ایران باستان نوشته ویسهوفر ، برگه های 169 و 170 و 335 .

 

بر روی این سکه  و سکه های دیگری از همین شاه و از شاهان پس از او در کنار نوشته های یونانی ، گاهی نوشته ی بسیار کوتاه به دبیره (خط) اشکانی نویسانده شده است . این دبیره را برای زمانی دراز آرامی می پنداشتند و از همین رو تاکنون ناخوانا مانده بود . نوشته های دیگر را نیز هنوز نتوانسته اند بخواند چونکه آنها را نیز آرامی می دانند ، و این درحالی است که هستی زبان و دبیره ای با این نام با پرسش های جدی روبروست .

 

اکنون چنانچه این پنداشت بیهوده را رها کرده و بکوشیم براستی این نوشته ها را به دبیره و زبان اشکانی بخوانیم با شگفتی در خواهیم یافت که تاکنون تا چه حد به خطا رفته بوده ایم . برای آغاز یکی از این نوشته ها را بر می گزینیم و با شگفتی می بینیم که به مفاهیم دلچسب و ارزشمندی دست پیدا می کنیم . روی این سکه همانگونه که در نمای زیر دیده می شود ، چهار نویسه ی بسیار آشنای اشکانی : ک ـ ر ـ ن ـ ی نقش شده است . برای اینکه در درستی این نویسه ها هیچ تردیدی نداشته باشیم تنها بسنده است نگاهی به سفالینه های نیسا بیاندازیم . هر چهار نویسه دقیقا شبیه نویسه های بکار رفته در سفالینه های نیسا است . و این از آن روست که زمان سفالینه ها و زمان ضرب این سکه به هم نزدیک است . (تنها نویسه ی ن در سفالینه های نیسا بیشتر بگونه ای ساده تر است .) (سفالینه های نیسا را هم نخست آرامی دانسته و با هزار دشواری کوشش کردند آنها را به آرامی بخوانند ، ولی داشنمدان روسی به داد این سندهای ارزشمند رسیده و بدرستی نشان دادند که این اسناد به زبان و دبیره های اشکانی نویسانده شده است .)

از سوی دیگر چنانچه به نویسه های زبان شناخته شده با نام آرامی ، نگاهی بیاندازیم هیچ نویسه ی آشنایی در میان آنها نخواهیم یافت و تنها با گمان ها و برداشت های پی ورزانه خواهیم توانست آنها را به هم وابسته سازیم !

از میان 2758سفالینه های نیسا بدست آمده نزدیک به 360 سفالینه را در دست دارم که کهن ترین آنها سفالینه ی 322 وابسته به سال 97 اشکانی برابر با سال 771 پ. از گاهشماری خورشیدی برابر با 150 پ. از گاهشماری ترسایی است . و آن سند تحویل گندم و جو و می به انبار است . و جدیدترین آنها وابسته به دهه ی 60 پ . از گاهشماری ترسایی است .

 

از اَرشَک یکم اشکانی تاکنون 18 سکه گردآورده ام . از این میان 7 سکه نوشته ی " ک ـ ر ـ ن ـ ی " را دارایند . 6 سکه تنها نوشته ای یونانی دارند و باقی نوشته ای دیگر بر خود دارند که تاکنون کسی نتوانسته آن را بخواند (نه به زبان اشکانی و نه به زبان آرامی!) .

بر روی 9 سکه نویسه های MT و یا M و تنها روی یک سکه نویسه ی A نقش شده است . اینها در میان پایه های تخت شاهی نقش بسته اند و نشانگر شهر و یا جایگاه ضرب سکه هستند . آنچه جالب نگرش است ، اینست که نویسه ی T بر M سوار است و درست در میان آن نقش شده است . بدرستی می توان دریافت که M یا MT نویسه هایی هستند که نشان دهنده ی شهر اصلی و مهم اشکانیان بویژه در دوران آغازین این دودمان «مهرداد گرد (میهردات کرت)» می باشد . آنچه پرسش برانگیز است نام نیسا است که می گویند پسان تر به نام مهردادگرد دگرگون شده است ، و این در حالی است که یا باید این سکه را در جایگاهی دیگر ضرب کرده باشند (یعنی MT نشانگر جایی دیگر است) و یا اینکه از آغاز شهر نیسا به این نام خوانده می شده و یا یکی از شهرها یا بخش های مهم نیسا ، مهردادگرد بوده است . (در میان سفالینه های نیسا ، شماره ی 99 از کاتبی اهل میهردات کرت و در 311 از دژی (قلعه) به نام میهردات کرت و صورت خُم های مِی و سرکه ی آن یاد شده است . در چند سفالینه ی دیگر از دژی به نام میهر یاد شده که بایستی همان دژ میهردات کرت باشد .) نویسه ی A شاید نشانگر شهر صددروازه (هکاتومپیلوس در نوشته های یونانی ، شهر قومس کنونی در نزدیکی دامغان) باشد .    

همه ی این سکه های بدون روزمه (گاهشماری و تاریخ) می باشند .

سکه های اشکانی بیشتر یک دراخمایی هستند و سکه های چهار دراخمایی در زمان شاهی مهرداد (میهردات) یکم و پس از آن ضرب شده است . این سکه ها بیشتر در سلوکیه در کنار رودخانه ی دجله ضرب شده اند . بر روی آنها روزمه که گاه تنها سال است و گاه نام ماه نیز به آن افزوده شده است ، ضرب شده که بر پایه ی گاهشماری سلوکی و بنا به گفته دانشمندان انیرانی و باختری به سیستم مقدونی است (آغاز سال از ماه اکتبر است برخلاف گاهشماری بابیروشی (بابلی) که از ماه آوریل آغاز می شود) .

 

سکه ی اَرشَک :

بر روی سکه چهره ی شاه اَرشَک اشکانی به زیبایی نقش شده است . وی باشلق ویژه ی اشکانی را به سر دارد و به نظر می رسد گوشواره هایی نیز به گوش داشته باشد . چهره ی وی بدون ریش و با نگاه به سوی چپ نقش شده است . ادامه ی باشلق او بر روی شانه ها آمده است .

و بر پشت سکه وی را می بینیم که بطور کامل و نشسته بر تخت شاهیِ بدون پشتی ای نقش شده است . وی در دست راست کمان شاهی را نگه داشته و ردای شاهی را بر روی دوش انداخته است . پای چپ را جلوتر از پای راست گذاشته است . (در سکه های دیگر بیشتر کمان در دست چپ است .) 

 

 

دو نوشته ی کوتاه به یونانی و اشکانی بر آن نقش بسته است . و نشانه ی درم سرا (ضرابخانه) نیز در زیر تخت شاهی نقش گردیده است .

نوشته ها در دو سوی نمای شاه نویسانده شده است . در سوی راست و پشت شاه به یونانی نوشته شده :

 ΑΡΣΑΚΟΥ : Arsakou (اَرشَک یا اَشک) و در جلو و زیر کمان ، در برابر پاهای شاه نوشته ی اشکانی آمده است :

ک ـ ر ـ ن ـ ی : کارِن / کارِنی : k-r-n-y : Kāren / Kāreni

این شاید براستی نخستین نوشته و سند اشکانی باشد که تاکنون بدست آمده است .

 

ولی این نام بسیار آشناست . در پارت هفت خاندان بسیار بلند جایگاه بوده اند که در میان آنها دو خاندانِ نام آشنای کارِن و سورِن هست . نام های زیادی داریم که با این دو آمیزش یافته اند همچون : سورنا ، ساسانِ سورن ، اردشیرِ سورِن ، وَرازِ سورِن ، اردشیرِ کارِن ، پیروزِ کارِن ، گوکِ کارِن (سنگ نوشته شاپور در کعبه زردشت ، کتاب یشت ها نوشته استاد پورداوود برگه ی 459) (آرتور کریستنسن از دو سورنا نام می برد : سورنی! که کراسوس را شکست داد شناخته شده است . تاسیتوس در رویداد های سال 32 ترسایی یکی دیگر از مردان بزرگ را به این نام می خواند . وی از مردی به نام قارِن نیز نام می برد که در سال 50 ترسایی در جنگ های مهرداد و گودرز وارد بوده و اهمیت داشته است . برگ 3) بیشتر به نظر می رسد که بجز نام نخست باقی اشاره به خاندان داشته باشد و بخش دوم جزیی از نام نباشد چون : اردشیرِ سورِن (اردشیر از خاندان سورِن) (این نظر در کتاب ویسهوفر آمده است) . ولی نظر من این است که در اینجا بخشی از نام ها هستند . (آرتورکریستنسن می نویسد : شمار خاندان های بزرگ دوران اشکانی ظاهرا هفت بوده است . از این میان دو خاندان پس از خاندان شاهی دارای قدرت بوده اند : یکی خاندان سورِن Sūrēn که شغل موروثی تاجگذاری شاهان را داشته اتد و دیگری خاندان کارن یا قارن Kārin بوده است . البته در برگه ی 74 این نام را بگونه ی درست کارِن Kārēn بیان می کند .)

 

در میان سفالینه های نیسا نیز به دو نام جالب بر می خوریم :

باف ـ کارین : B'pkryn : Bāf-kārin : در سفالینه ی شماره ی 262 . (نام یک گنجور است .)

کارین : kryn : Kārin : در فهرست پایانی آمده ، نتوانستم سفالینه ی آن را بیابم .

بخش دوم نام نخست و نام دوم همان کارِن هستند که از سوی ویراستار سفالینه ها به خطا! کارین دانسته شده است . دیدیم که کریستنسن نیز چنین نوشته بود!!

نام های زیادی داریم که دقیقا با همین آوا نوشته شده و خوانده می شوند :

فراهِن : prhyn : Frāhēn

میهرِن : mtryn : Mihrēn

میهرِنَِک : mtrynk : Mihrēnak

ماهِن : mhyn : Māhēn

ماهِنَک : mhynk : Māhēnak

تیرِن : tyryn : Tīrēn

تیرِنَک : tyrynk : Tīrēnak

گیو : gyw : Gēw (کتیبه اشکانیِ سرپُل ذهاب)

پس نام های بالا نیز باید Kārēn و Bāf-Kārēn باشند . البته در هر حالت وابستگی این نام ها را با خاندان کارِن می رساند .

 

ولی نوشته روی سکه krny هست . بخش نخست که همان kāren است ولی نویسه ی پایانی می تواند خوانده بشود یا نه . بیشتر به نظر می رسد که خوانده نشود همچون نام های اشکانی زیر در سفالینه های نیسا :

مِهر : mtry : Mihr

تیر  : tyry : Tīr

و یا نام های اشکانی در نوشته های اشکانی :

ولاخش یا بلاش : wlgšy : Walaγš (کتیبه ی اشکانی هرکول برنزی و کتیبه ی اردوان در شوش)

گَرپَناه : gry-pnhy : Gar-panāh  و نام پدرش : مهرفر : mtrpry : Mihrfar (چرم نوشته ی اشکانی اورامان)

گَرـ اَردشیر : gry-’rthštr : Gar-artaxšahr (سنگ نوشته ی اشکانی کال چنگالِ بیرجند)

و نام ساسانی : پاپَک : ppky : Pāpak که تنها در یک سنگ نوشته اینگونه آمده است .

و یا واژه های اشکانی و ساسانی در سنگ نوشته های ساسانی :

نوه : npy : nap

بگ (بغ) : bgy : bag

پیکر : ptkry, ptkly : patkar

و یا نام شهری در چرم نوشته ی اورامان : بُود : bwdy : bōd

 

همه ی این واژه ها نشام می دهد که براستی krny : Kāren است و این یعنی اینکه اَرشَک همان کارِن است ، یعنی وی سرخاندان قوم کارِن نیز هست .

البته در حالت دوم هم نشانگر اینست که وی از خاندان شناخته شده ی کارِن هست . (برای حالت کارنی نتوانستم نمونه ای در میان دیگر نام ها بیابم!)

البته خود سکه نیز نشانگر این واقعیت است . بر پشت سکه یک مرد نقش شده است و در دو سوی او نامش به دو زبان و خط آمده است . در سویی اَرسَسِس یونانی و در سوی دیگر نام کارِن اشکانی . این دو باید با هم معادل باشند یعنی هر دو نام هستند و نسبتی را نمی رسانند . جالب اینکه در همه ی هفت سکه ی یاد شده هیچ واژه ی دیگری نوشته نشده و فقط همین دو نام آمده اند . همچنین تنها در این هفت سکه راستای نوشته برابر سکه ی زیر است . در باقی سکه ها وارونه شده است . (در اینجا از پایین به بالا نوشته شده ولی در باقی وارونه ی این است .) در نمای زیر برای نوشته یونانی ، از یکی دیگر از سکه های همین گروه هفتایی استفاده شده ولی چون هیچ یک از آنها کامل نیست ، در پایین ترین بخش از سکه ای دیگر نیز نمونه آورده ایم .  

 

و در زیر تخت شاهی نشانه ی MT دیده می شود .

در میان هفت سکه یاد شده ، نوشته ی اشکانی روی این سکه از همه روشن تر و هویداتر است .

این سکه یک درهم به وزن 02/4 گرم می باشد .

 

----------------------

سرچشمه های گفتار :

کتاب ایران باستان ، نوشته ی یوزف ویسهوفر

سایت پارتیان : www.parthian.com

کتاب کتیبه های پهلوی اشکانی ، نوشته دکتر داریوش اکبر زاده

کتاب کتیبه های اشکانی نیسا ، نوشته ی شهرام حیدرآبادیان

کتاب ایران در زمان ساسانیان ، نوشته ی آرتور کریستنسن ، برگردان رشید یاسمی

 

از آنجایی که این نوشته و طرح های این سکه ویژه ی همین گفتار فراهم شده ، بدون بیان سرچشمه ی نوشتار بکار بردن آنها بایسته نیست .

نوشته شده در شنبه 6 آبان‌ماه سال 1385ساعت | 02:20 ب.ظ توسط داریوش | نظرات (7)

                            

                       گل نوشته ی باروی پارسه ، شماره ی ۱۰۱۸ : (Fort. 1018)

 

در اینجا کوشش شده تا یکی از گل نوشته های گنجینه ی بزرگ پارسه بگونه ای که برای همگان خواندنش ساده باشد ، به پیشگاه دوستان ایرانی و ایران دوست هدیه شود . آرزومندم که به این هدف دست یافته باشم . بزودی با فراهم شدن دبیره ی میخی گل نوشته ها ، این گفتار رنگی دیگر خواهد گرفت . برای زیبایی و سادگی بیشتر گفتار به گونه ی عکس فراهم آمده است .

 

                       

 

                        اصل گل نوشته ی 10118

 

        

                      

 

در این نوشته برخی نویسه ها تنها نوشته می شوند ولی خوانده نمی شوند : م. ... ، ه. ... ، د. ... و ... .لِگ که در ترانوشت لاتینی بالاتر از دیگر نویسه ها نوشته شده اند . اینها تنها نشانه هایی برای نشان دادن واژه ی پس از خود هستند چون ه. ... که نشان دهنده ی این است که واژه ی پس از آن یک شهر یا یک ملیت و یا واژه ی سال است . (این از ویژگی بیشتر دبیره های میخی چون سومری ، خوزی ، آثوری (آشوری) و بابیروشی (بابلی) می باشد .

برخی واژه ها با حرف بزرگ نوشته شده اند چون : زید . دَ و ایتو که نشانگر واژگان هزوارشی سومری در خط خوزی می باشد ، که در هنگام خواندن باید برابر های خوزی آنها را خواند . تنها در بخش برگردان پارسی برابر آنها آورده شد .    

نوشته شده در شنبه 6 آبان‌ماه سال 1385ساعت | 01:44 ب.ظ توسط داریوش | نظرات (0)

سکه ی ساسانی اردشیر یکم ، اردشیر پاپکان

(397- 381 پیش از گاهشماری خورشیدی برابر با 224-240 ترسایی)

 

 

اردشیر پاپکان نخستین شاهنشاه توانمند ساسانی است . اگر چه چندین سال پیش از او فرمانروایی ساسانیان در پارس آغاز شده بود .

وی در 8 اردیبهشت سال 397 پیش از گاهشماری خورشیدی برابر با 28 آوریل سال 224 ترسایی بر اردوان چهارم اشکانی پیروز شد و به فرمانروایی اشکانیان پایان داد . فرمانروایی ساسانیان از 18  سال پیشتر از سال 415 پ . خ در استخر در نزدیکی تخت جمشید به عنوان شاهان محلی آغاز شده بود . 

از سنگ نبشته ی ساسانی شاپور یکم در بیشاپور (وه شاپور ، شهر زیبای و نیک شاپور) می توانیم این را دریابیم :

 

ماه فروردین (فرَوَرتین) ، سال 58 ، آذر اردشیر سال 40 ، آذر شاپورِ آذران شاه سال 24 .

این پیکره ی مَزدیَسن بَغ شاپور ، شاهان شاه ایران و انیران که چهر (نژاد) از ایزدان (دارد) ، پور مَزدیَسن بَغ اردشیر شاهان شاه ایران که چهر از ایزدان (دارد) ، پورِپور (نوه) بَغ پاپک شاه (است) . ... .

 

58 سال پس از فرمانروایی آغازین ساسانی به عنوان شاهکانی محلی ، 40 سال پس از روشن شدن آتش اردشیر (آغاز شاهنشاهی و بر تخت نشینی وی) ، و در 24 امین سال فرمانروایی شاپور پور اردشیر بود که این نوشته در بیشاپور نویسانده شد و پیکر اردشیر ساخته شد .  

از این جا ارزش این سنگ نبشته روشن می شود . اینگونه در می یابیم که اردشیر 16 سال شاهان شاه بزرگ ایران و انیران بود .

 

البته باید یادآوری کنم که در سرچشمه های گوناگون روزمه 224-241 و یا 224-242 نیز یاد شده است . سال 224 بیشتر مورد پذیرش است . و چنانچه سند بالا را در نگرش آوریم بایستی سال 240 را بر گزینیم . البته شاید بند آغازین را گونه ای دیگر هم بشود خواند :

ماه فروردین ، سال 58 آذر اردشیر ، سال 40 آذر شاپورِ آذران شاه ، سال 24 .

در این حالت پرسش این است که سال 24 چیست!! چنانچه سال 58 را سال آتش اردشیر و سال 40 را آتش شاپور بدانیم آنگاه به 18 سال شاهی خواهیم رسید که 224-242 خواهد بود . این روزمه بیشتر روایی دارد ولی دلیل درستی آن را درنیافتم!! زیرا همان گونه که گفتیم سال 24 هیچ مفهومی نمی تواند داشته باشد .

 

از این جالب تر نتیجه گیری یوزف ویسهوفر از این سنگ نبشته است که باعث تاسف است :

عبارت آتش شاه در کتیبه ی بیشابور به تاریخ سال 262 ثابت می کند عصر ساسانیان در 205/206 میلادی آغاز شده است . بنابراین اعلام پادشاهی اردشیر 223/224 و پادشاهی شاپور 239/240 ترسایی است . برگه ی 208 

 

پرسش این است این دانشمند گرامی از کجا دانستند که این سنگ نبشته به سال 262 ترسایی وابسته است که سپس با کم کردن 58 سال آمده در سنگ نبشته ، به روزمه تقریبی! 205/206 رسیده اند!! جالب این است که چنانچه از 262 ، 58 سال را کم کنیم به سال 204 می رسیم!! در حقیقت ایشان نخست آغاز فرمانروایی شاهان محلی استخر را سال 205/206 فرض کرده ، سپس 58 سال به آن افزوده اند و با یک حساب اشتباه سال 262 را بدست آورده اند ، اکنون با توجه به این عدد ، یکبار دیگر 58 را کم کرده و به سال 205/206 رسیده اند!! تازه اگر فرض کنیم سال مورد نظر 264 بوده و اشتباه چاپی ناشر بوده است ، بازهم سال هایی تقریبی پرسش برانگیز است !  از سویی این سنگ نبشته تنها به دو زبان اشکانی و پهلوی ساسانی نویسانده شده که در هر دو سال های آمده در سنگ نبشته کاملا روشن و هویداست و از هیچ گاهشماری دیگر استفاده نشده است .  چطور از یک تاریخ ثابت 262 ، چند عدد 58 ، 40 ، 24 را کم کرده و سپس سال های تقریبی 239/240 یا 223/224 بدست آمد!! این تقریب از کجاست!! متن کتیبه کاملا روشن است .

دکتر داریوش اکبر زاده این کتیبه را وابسته به سال 266 ترسایی می دانند ، که با فرض درستی سال 224 نمی تواند درست باشد .

 

در اینجا به آتش شاهی نیز اشاره شده است که در هنگام آغاز پادشاهی و بر تخت نشینی شاه روشن می شده است . این آتش شاهی ما را به یاد سکه های ساسانی می اندازد که در پشت آنها همیشه یک آتشدان نقش شده است ، که در دو سوی آن دو تصویر (دو آتشبان) نقش بسته است که یکی از آنها شاه و دیگری را فره ی شاهی یا یک موبد زردشتی و یا همزاد شاه می دانند . در سکه ی بسیار خوش نقش و زیبای اردشیر پاپکان که برای این گفتار گزینش شده است ، در روی سکه چهره ی اردشیر شاهان شاه و در پشت سکه آتشدانی بسیار زیبا و خوش نقش که همان آتش اردشیر است دیده می شود . شاه با ریشی بلند نقش شده که به سوی راست می نگرد .

پایه های آتشدان پشت سکه یادآور پایه های تخت شاهی در نمای تخت بران آرامگاه داریوش بزرگ هخامنشی در نقش رستم است .

و آتشدان و آتش شاهی شاید با آتشدان نقش شده دربرابر داریوش شاه بی ربط نباشد .

 

در دو روی سکه نوشته هایی به دبیره و زبان پهلوی ساسانی نقش شده که در نمای زیر آنها بازنویسی شده است .  

 

 ----------------------

سرچشمه های گفتار :

کتاب ایران باستان ، نوشته ی یوزف ویسهوفر

کتاب کتیبه های پهلوی ، نوشته دکتر داریوش اکبر زاده

 

از آنجایی که این نوشته و طرح های این سکه ویژه ی همین گفتار فراهم شده ، بدون بیان سرچشمه ی نوشتار بکار بردن آنها بایسته نیست .

  

نوشته شده در شنبه 6 آبان‌ماه سال 1385ساعت | 01:05 ب.ظ توسط داریوش | نظرات (2)

<<  1    ...    9    10    11    12    13